گرفته بوی باران دفترم را....

فرصتی شد تابا چنددوبیتی تازه، درخدمت دوستان خوب شاعردردنیای اینترنت باشم:

 

تودریا می نویسی، بادوبیتی

به هرجامی نویسی، با دوبیتی

زبان حال توشعراست ای عشق!

خودت را می نویسی، با دوبیتی

 

***

خطی ازموج دریا می نویسی

وازغم های دنیا می نویسی

ومن حالم که اصلاخوب...نه!نه!

توکی احوال مارامی نویسی!

 

***

فقط نه اینکه چشمان ترم را

کشیدآتش تمام پیکرم را

دوبیتی های دریایی نوشتی

گرفته بوی باران دفترم را

 

نمایی از روستایی در لاویج

 

زاعماق مه آلوده جهان را

علم کردی دوتاچشم جوان را

وازدریاوجنگل هاکشیدی؛

به چشمت سرمه ی مازندران را

/ 32 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عطایی

سلام دوست عزیز ! خوشحال میشوم بصرف یک استکان غزل پذیرای شما باشم از حضورت خواهم آموخت ممنون[گل]

فرهادکریمی

شماره هفتم دیگران منتشر شد با گفتارهایی از: مسعود احمدی) اینها نماینده­ی شعر امروز ما نیستند )– حافظ موسوی( دهه­ی هشتاد شعر و چهره­ی شاخص ندارد) – مهرداد فلاح ( باید از کتاب خوب فراتر برویم – نقد کتاب آفاق شوهانی در کانون ادبیات ایران ) و آثاری از: سیمین بهبهانی ( ماه، سهم غزل پردازان نیست – نگاهی به شعرهای علی باباچاهی ) – کوروش همه خانی ( شعر )- ابوالفضل پاشا ( شعر) – ایرج صف شکن ( شعر ) – لیلا صادقی ( تفاوت ساختارهای دلالتی در اَبَر داستان و ابر شعر) - مهرنوش قربانعلی( شعر ) – مهدی مرادی ( شعر ) – حمید تقی آبادی ( مسئولیت کلمه در شعر معاصر ) - حسین فاضلی( شعر ) – داریوش معمار( این جنّ جنوبی – نقدی بر دفتر شعر فرزاد آبادی ) – مزدک پنجه ای (دیکتاتوری در شعر دهه­ی هفتاد ) – ناما جعفری ( چاقوهایی که در آب می مانند برای روز مبادا – بیژن الهی ) سعیده اصلاحی (بی­سیم­ها از خبر ... خبر دارند – نقدی بر دفتر شعر فرهاد کریمی ) در بخش قفسه ، کتاب­های الهه رهرونیا ، مهرنوش قربانعلی و پژمان الماسی نیا معرفی شده است. صاحب امتیاز ، مدیر مسئول و سردبیر: کورش کرم پور ------

علی اکبر لطفی

سلام و درود خواندم واستفاده کردم شما را به خواندن دو غزل دعوت می کنم در پناه حق

عه تا

فرهیخته ی گرامی جناب اقای علی رضا حکمتی از شما دعوت می کنم در گفتمان تئوریک پیرامون ژانر خواندیدنی شرکت و نظر روشنگر خود را به دوستداران نوپای شعر و ادب حوزه ی مجازی هدیه فرمایید . با کمال احترام و دوستی عه تا

فاطمه ناظری

سلام با دوبیتی هایم به روزم اما نمیدانم کجا ...کی...

فاطمه ناظری

سلام بسیار زیبا بود تو کی احوال مارا مینویسی حالا که گرفته بوی باران دفترم را

متاسفم ................................