اینک این سر..که به سجاده ی مولا...خونین

بوی فتنه زمشام چه کسی می آید؟

تیغ خدعه زنیام چه کسی می آید؟

بازآتش به سراپرده ی دنیا افتاد

بادآتش شدوبرخانه ی مولا افتاد

کهنه دردی که فقط کوه احدمی داند 

دم فروبندازاین قصه،که خود می داند

وقتی ازتوطئه؛شمشیرجلا می گیرد

عهدیاران،همگی رنگ ریامی گیرد

           **

کوچه امشب چه عجیب ازهیجان می لرزد

صبح در هلهله ی بانگ اذان می لرزد

راه افتادبه مسجد ؛قدم مولایی

آسمان گشت پراز عطردم مولایی

...بعدآن کوچه چه تاریک!چه ظلمانی شد!

کوچه کم کم تهی از بانگ مسلمانی شد

کم کم از دور...صدای نفسی می آید

ازدل کوچه ی تاریک؛کسی می آید

سایه ای تیره ازآن کوچه برون می افتد

کوچه از سایه ی تیره،به جنون می افتد

سایه از تیرگی شب؛ به جلا افتاده  

چشم از دیدن سایه، به خطا افتاده  

سایه مخفی شده در ظلمت شب...انگاری

زهرشیرین شده در رنگ رطب ...انگاری

سایه از تیره مردان ابا شیطان است

سایه از ترس؛مچاله شده ولرزان است 

سایه از ترس؛ به شمششیر پناه آورده

بازبرخدعه وتزویر پناه آورده

بوسه زد روی لب تشنه ی شمشیرش را

درگلو خوردغم ترس گلوگیرش را

تیغ برفرق علی (ع)آمدوبربادآمد

"حالتی رفت که محراب به فریادآمد"

اینک این پیرهن ساده ی مولا...خونین

اینک این سر..که به سجاده ی مولا...خونین

                  **

 سجده ی ماه منیراست به مسجدامشب!

بشتابید!امیراست به مسجدامشب! 

آسمان نورعلی نورپیمبرشده است

کعبه ازبوی خوشی بازمعطرشده است

موسم حج وطوافی که بیفتد،حق است

کعبه راباز شکافی که بیفتد،حق است

               **

اینک ای شیعه! مگرتیغ زبان برداری

می توانی گره از کارجهان برداری

عده ای اهل ریا،دین مجازی دارند

روزگاری است که با دین،سربازی دارند

بایداین درد به حکم ازلی بسپاریم

کاراین ناخلفان را به علی(ع)بسپاریم

چاره کن حال مسلمانی مارا امروز

حال واحوال تومی دانی ماراامروز

               ***

این نه رسم است که ماخون جگر برداریم

بیش ازاین دست زمیراث پدر برداریم... 

/ 10 نظر / 7 بازدید
سایت مولا

سلام این شعر شما دل خوانندگان را منقلب میکند دست مولا یارتان

حسن پاکزاد

سلام با یه کار محاوره(ترانه) , طرح و همچنین یه غزل بروزم.. نمی تونی آخر بفهمی منو، نمی تونی آخر تو درکم کنی نه دیگه به اینجام رسیده عزیز.. -------------------------------- در ضمن چاپ کتاب شما و همچنین خ ناظری رو تبریک میگم ایشالا بتونم تهیه ش کنم

حسن بلبلی

بسم الله الرحمن الرحیم سلام اقا علی رضا چه بسیار زیبا سرودی به منم سر بزن به روزم یاعلی

حسن بلبلی

بسم الله الرحمن الرحیم سلام اقای حکمتی چه کردی برادر به من هم سربزن له روزم یاعلی

حسن بلبلی

بسم الله الرحمن لرحیم سلام ببخشید به روزم یاعلی

حنانه داوودی

به چشمهایش که نگاه میکنم معصومیت در نگاهش موج میزند ورازی شبیه درد در استانه به دنیا امدن است . این روزها به آسمان بیشتر نگاه کن روی زمین جز ... چیزی نصیبت نمیشود نقطه چین ها را خودت حدس بزن

حسن بلبلی

بسم الله الرحمن الرحیم سلام بازم که به من سر نزدید یاعلی

حسن پاکزاد

سلام رفیق از خبری که دادی بسیار خوشحال شدم ایشالا ببینیمت.. آقا من کتاب می خوام/ اونم هردوتارو [لبخند] شعرت حس غریبی به آدم میده.. دستمریزاد

علیرضا خلیفه زاده

سلام . دوست گرامی اشعارزیبایتان را خواندم . چاپ کتابهایتان را به هردویتان تبریک می گویم.

ماجده

سلام می دونم خیلی دیر اومدم . اما ممنونم که اومدی . ممنونم که خبرم رو پرسیدی . بله دیگه آموزش هستم . این مدت هم که اصلا ساری نبودم.گشت وگذار خوبی بود. به فاطمه خانم هم تبریک می گم بابت چاپ مجموعه اش . سراغتان را از خانم فتاحی می گرفتم آمده بود همایش امواج بیداری حوزه هنری تهران .