کجا می توانم شماراببينم؟

محمدعلی رضازاده       2_jangale%2520sehezar-mazandaran.JPG

شاعر

متولد:شهریور۱۳۵۳

محل تولد:روستای "سوته"ازتوابع فریدونکنار

مقدمه:سیدمحمدعلی رضازاده ،را سالهاست که می شناسم.از شاعران جوان وموفق شعر امروز مازندران است.روزگاری دور ودر یکی دو شب شعرتوفیق داشتم که اورااز نزدیک ببینم.آن چه از رضازاده در ذهنم دارم این است که اوجوان خوب وشاعر خوب تری است.سالهایی که با مجلات "اطلاعات هفتگی" و "جوانان امروز "کارمی کردم ،از بچه هایی بود که شعرهایش به طورمتناوب در این مجلات به چاپ می رسید.کارهایش بیشتر در قالب غزل ودر بعضی مواقع مثنوی است.رضازاده از جمله جوانانی است که مانند دیگرشاعران جوان مازندران(نظیر:مریم رزاقی،ابوالفضل حسنی،علیرضادهرویه،محمدرضا هاشمی،بهمن نشاطی،و...)درپی تحول زبانی و کمتر ؛ساختاری ،موفقیت هایی را پشت سرگذاشته است.متفاوت گویی و تغییر در زبان غزل ،از جمله فکرهایی است که رضازاده در شعرهایش به دنبال آن است.

نمونه هایی از غزل این شاعر جوان وموفق مازندرانی ،می تواندآشنایی هرچند کوتاهی باشد برای دوستداران شعر امروزایران با خطه ی شعرخیز وشاعرمدار شمال،که با خواندن این کارها،به روزهای پرامید شعر جوان ،با نگاهی سبزتربیندیشند:

سلام خواهرِ خوبم ! غريب ِ بي داداش

چگونه اي به چه حالي؟خوش ِ خوشي... اي كاش

به گوشه گوشه ي چادر نمازِ گلدارت

براي گريه فقط درتو مي كنم كنكاش

تبار و قاعده خون مشترك حرف است

بيا و خواهر دلتنگيِ دل ِ من باش

هنوز هم دم د ر كودكانه  مي گريم

به ياد كاسه ي سارا و عطر نذري ِ آش

                      گريستن خواهر جان ، گريستن خواهر!

مرا بگير از آغوش من يواش يواش

منم غريبِ  سفرهاي از سر ِ اجبار

بيا و پشت ِ سرمن به گريه آب بپاش

«برادري كه ندارم» به گرگ مي مانند

فقط تو ماندي و اين دل، دلِ خراش خراش

كه اينهمه داداشي دلت هستم

به هر بهانه به هرشكل دوست داشته باش

60455342.IMG_7531r.jpg

مردم هنوز پشت سرم حرف می زنند

از اینکه سخت در به درم حرف می زنند

مردم از اینکه من به خودم پشت کرده ام

ازحالِ  خویش بی خبرم حرف می زنند

حق با درخت بود سکوت همیشه سبز

با این گمان که کور و کرم حرف می زنند

از شاعری که عقده ای چشمهای توست

از پاره پاره ی جگرم حرف می زنم

* * * * *

من با شما که حرف ندارم ولم کنید

با من کبوتران حرم حرف می زنند

سنگ گناه اینهمه چشم بدون شرح

با نازکای بال و پرم حرف می زنند

مردم از اینکه من به تو دل بسته ام عزیز

می خواهم از تو دل ببرم حرف می زنند

باور کنید چلچله های ِ  یتیم شهر

بامن که سخت بی پدرم حرف می زنند

مردم به حال و روز بدم خنده می زنند

مردم هنوز پشت سرم حرف می زنند

vila%5B1%5D.jpg

پروانه ام نكرد كه پر پر كني مرا

پر بر كلاهِ  هرچه كه دلبر كني مرا

مي خواستم كه برد يماني شوم ، نشد

تاروي سر بگيري و بر سر كني مرا

آيينه ي تكثر تنهاييم شدم

تا پيش ديگران  دو برابر كني مرا

مي خواستم درخت بروياني ام ز خاك

يا لااقل گياه معطر كني مرا

خوبم نيافريد كه عاشق شوي به من

خوبم نيافريد كه باور كني مرا

مضنون تازه غزل ، سركشم نكرد

تا هي بخواني او تو از بر كني مرا

ايمان نياورم به تو حتي اگر اگر

همسايه با هزار پيمبر كني مرا

يا بايد افريده شوي در كنار من

يااينكه افريده ي ديگر كني مرا

butterfly-clearwing.jpg

/ 8 نظر / 8 بازدید
حميد سهرابی

از من شروع می شد و از لامپ های زرد به روزم با: خاطرات روسپيان سودا زده ی من گزارشی کوتاه از جشنواره مهر و شعر تازه به روزم و منتظر حضورت

شيرزادي امين

سلام.دست گل شما ورضازاده ی عزیز درد نکند استفاده کردیم.یاعلی مدد

محمد

سلام من هم مشتاق ديدارتان هستم ...بلند شويد بياييد اينطرف ...پاييز غوغا کرده ...هوايی عوض کنيد ...همراه من...۰۹۱۳۳۵۲۵

مسلم فدائی

سلام بر حکمتی عزيز. خوشحالم که دوباره يافتمت اينجا. همچنين سلام بر رضا زاده عزيز. مخلص هر دوتاتونيم. فعلا

ناصر....نازفر

دوست نازنين سلام ممنونم که قدم رنجه کردید و ما را به لطف نواختید عزیزی که سالهای «اصفهان»را به یادم می‌آورد و کوچه‌باغ کنار تالار شریعتی...برای کشیدن یک سیگار بعد از جلسه های شعر چه دنج بود در ملاء‌عام ! به امید دیدار(نه در دنیای مجازی)

زلفِ شِه

سلام ... همون روز اول تا دیدم راجع به رضازاده نوشتی سریع زنگ زدم و بهش گفتم ... دست مریزاد ... بروزم و منتظر بارش نظرتون ارادتمند : پیروزه قلی پور

فاطمه تفقدي

سلام بر شما سپاسگزارم كه خبر داديد. آمدم واز كارهاي خوب وبلاگتان بهره بردم .البته براي دقيق تر خواني باز هم سر خواهم زد. اين روزهاي معطر به خون مولايمان حسين (ع)را از كنار بارگاه مطهر حضرت رضا(ع)به شما تسليت مي گويم. دل هايمان هماره تپنده عاشورا باد. يا علي