همیشه ساده وآرام ومهربان بودن...

یکی ازبچه های شاعری که درسالهای دانشگاه ،افتخارآشنایی بیشتری را بااوداشتم،جناب آقای"عادل سالم"بوده.یکی ازدوستانی که هنوز که هنوزاست،لذت آشنایی باایشان برایم ماندگارمانده است.

چندباردرجشنواره های شعردانشجویی ویکبارهم در دانشگاه صنعتی اصفهان درشب شعری که زحمت کشیده بودوازمن به عنوان مهمان برنامه دعوت کرده بود،و..همین بهانه هاباعث شدتاباشاعری بسیارهنرمندوبااحساس آشناشوم.

درهرصورت داشتم غزلی زیبا را ازجناب"عادل سالم"که دردفتری به یادگاربرایم نوشته بود،می خواندم که حیفم آمداین غزل رابرای این پست نگذارم.

ازدورهابرایش آرزوی سلامتی دارم،هرکجاهست خدایا به سلامت دارش!

عذاب می دهدم بی توشادمان بودن

پرنده بودن ومشغول آسمان بودن

مرابه دارمجازات می کشدآخر

همین بدون تودرگیراین وآن بودن

زمان،زمان غریبی است نازنین!برخیز!

درست نیست شبیه عروسکان بودن

تمام هستی مارابه بادخواهدداد

همیشه ساده وآرام ومهربان بودن

چراهرآنچه قفس هست سهم ما،اما

تمام پنجره ها سهم دیگران بودن

اگرچه خواستی ای عشق!خنده روباشم

اگرچه امرنمودی به شادمان بودن

ولی ببخش مرا،خلق وخوی من این است

چگونه این همه ویران وآن چنان بودن...

                                           (عادل سالم)

/ 1 نظر / 10 بازدید
مقنی

سلام علیرضای عزیز حالت چطور است؟چه می کنی غزل زیبلیی از آقای سالم خواندم 10 سال پیش ایشان را در مسابقات شعر دانش آموزی دیدم. کار خوبی خواندم ببخش که در گیر بودذم و جوابت رانتوانستم بدهم. ارادتمند.مقنی