غزلی زیبا از سرکار خانم "مریم شمس"

جای همه ی شما دوستان عزیز خالی!شمال زیباتر از آن چیزی بود که فکر می کردم.شنا و جنگل ورفتن به "آب پری"و....هرآنچه خستگی بامن بود،از من زدود...

...واما...غزلی را که می خوانید از دفتر سال های دور که حاوی شعرهای دوستان شاعر در کنگره ها وشب های شعر است،برگزیده ام.این غزل از شاعره ای جوان اهل کرمانشاه است.خانم"مریم شمس"از شاعران جوانی است که از دنیای شاعرانه ی بسیار قوی برخوردار است.با وجود سن کمی که دارد ،اما غزلی را که می خوانید در سالهایی از ایشان سروده شده که بسیار کم سن وسال بوده اند.

به یقین ،شما نیز از خواندن این غزل سالهای دور ،لذت خواهید برد.

 

وقت رفتن رسید ه اما د ل، یک قد م بیشتر نمی آید

بازهم لحظه ی خداحا فظ ...وقت رفتن،سفرنمی آید

گفته بودم که پشت پا بزنم، چشم هایت زخاطرم برود

خاک اینجا عجیب پاگیراست،رفتن ازمن که برنمی آید

شب آخر؛سکوت وچشمانم،شب آخر؛سکوت وچشمانت

ما سپید یم آن چنان که د گر، از سپیده خبر نمی آید

نه مگر می شود که چشمانت ،مثل یک خاطره نهان بشود

نوح چشم هزارساله ی تو ،عمرش هرگز به سر نمی آید

به دل من دوبال بخشیدی؛طرحش ازرنج میله های قفس

دردل من هوای پرواز است،همرهش بال وپر نمی آید

                         ***

بی خبر آمده نمی دانم !شور عشق است یا هوس اما

گفته بودند هیچ کس جزعشق ،این چنین بی خبر نمی آید...

  • مریم شمس
/ 10 نظر / 23 بازدید
جلیل قیصری

سلام آقای حکمتی ... با سپاس از حضورت مطالب وبلاگت را همیشه می خوانم و بهره می برم امید این که در راه اشاعه ی ادبیات سلامت و موفق باشی .

جلیل قیصری

سلام عزیز... از حضورت ممنونم در مورد شعر اخیرم که در وبلاگم خواندی آقای بهمن ارجمند نقدی نوشته اند اگر زحمت نیست از روی پیوند های وبلاگم به وبلاگ آقای بهمن ارجمند (روشنا )بروید و چند سطری بنویسید . چون نقد بدی نیست و به خواندنش می ارزد.پیشتر ...ممنونم .

شيكا اويلي

بادرود حکمتی عزیز کاش خبرم می کردی شکل جدید وبلاگ شما زیبا وستودنی است .. به پیوند ها اضافه شدید .با احترام

مهدی

سلام غزل قشنگی بود.معرفی دوستان کار خوبیه.سپاس.

سیداشکان خطیبی

سلام آقای حکمتی هم وبلاگ زیبا بود هم اشعار درج شده. فقط اگر امکان دارد لطف کنید با قلم رنگی ننویسید(چشم را آزار می دهد)به ما هم سری بزنید[گل] منتظریم

سعیدحیدری

سلام شعری که تکانت ندهد گهواره است خوابت خواهدکرد... باچندغزل تازه به روزم وتشنه نگاه مرا ببین ونقدم کن یاحقیقت...

سیداشکان خطیبی

سلامبا اجازه لینکتان میکنم به روز شدید خبر دهید(ممنون میشم) قلم رنجه ای کنید به دست نوشته های مثل خود غمگینم یاعلی.....[گل]

مصطفی جوادی

سلام .بعد از سالها اینجا پیدات کردم.کجایی رفیق

سید مهدی موسوی

مطمئن باش ديگر اين لاک پشت پرواز نمي کند برگشته ام به همين سادگي و غمگيني با: آخرين برگ سفرنامه ي باران وودي آلن، ريچارد براتيگان، بهوميل هرابال، شمس تبريزي!! يک ترانه جديد دو رباعي يک غزل-مثنوي خبرهاي جديد از کارگاه شعر تهران توضيحاتي درباره داوري کنگره شعر يزد لينک اشعار، داستان ها و مقاله هاي: (به ترتيب الفبا) فاطمه اختصاري، ليلا اکرمي، آناهيتا اوستايي، زهره جعفرزاده نوشين جليلوند، محمد حسيني مقدم، الهام حيدري، مونا زنده دل مريم سعيدي، سيد حميد سهرابي، محسن عاصي، کيارش کاوياني زهرا گريزپا، زهرا معتمدي، حميد ملک زاده، شهرام ميرزايي الهام ميزبان، وحيد نجفي و... در سايت آدم برفي ها و عروض خبر چندين جشنواره ي تر و تازه شعر و فيلم و... ماجراي کتاب شعر جريان کرج! و آخرين خبرها از فصلنامه «همين فردا بود» اين همه ماه نبودنم را انتظار کشيديد حال من با خستگي سفر منتظرم...

اشکان

قلمی به روی کاغذ چرخاندم تا درد هایم را با غزلی پنج بیتی تقسیم کنم وبا این بیت سهراب یاد روزگارخودم می افتم و می گریم........: ديرگاهی است كه در اين تنهايی رنگ خاموشی بر طرح لب است و دلخوشم به این که در اوج تشنگی طراوت نگاهت سیرابم کند پس نگاهم کن تا خیس مهربانیت شوم در پناه غزل..........[گل]