آمدیم به شما خدمت کنیم(به نقل ازسایت مازندنومه)

ما آمدیم مازندران شما،چون اعتقاد داشتیم این جا طبیعت زیبایی دارد و همین طور مردم دوست داشتنی ای.حاشیه سازی و عیب جویی اخلاق جوانمردان نیست.ما آمدیم به شما خدمت کنیم،این را به آن دوستان منتقد بگو

 

مازندنومه،سردبیر:صبح جمعه سرگرم گفت و گو با استاد حسن انوشه-سرپرست دانشنامه مازندران- بودم که دوستی که از عوامل سریال پایتخت 2 است تلفن زد و گفت:"هماهنگ کردم،عصر برو زیراب سر ضبط سریال.عکاس هم ببر."

ساعت هنوز 3بعدازظهر نشده بود که به اتفاق حمید صالحی از قائم شهر راه افتادیم.گروه،نزدیک میدان اصلی زیراب مشغول تصویربرداری بودند.

ماشین را که پارک کردم اول از همه گلستانه-دستیار اول و برنامه ریز سریال- را دیدم.دقایقی با هم گپ زدیم. گفت:کارشان خیلی فشرده است و هنوز ناهار نخورده اند.به ساعتم نگاه کردم،نزدیکی های 4 بود.

عده ای از جوان ها و نوجوان ها و بومیان ایستاده بودندبه تماشا.روز جمعه را نمی ماند و اطراف محیط فیلم برداری به نسبت شلوغ بود.

گلستانه گفت:از صبح تا حالا این جا داریم فیلم می گیریم،روزهای گذشته هم همین طور،حتی یک اعتراض و انتقاد نداشتیم.همه استقبال کرده اند.

گفتم:انتقادها بیشتر در محافل رسانه ای و روشنفکری استان مطرح است و مردم عادی عموما"نگاه مثبتی به پایتخت دارند.

ساعت از 4 گذشته بود که در منزلی نزدیک پل زیراب،میز و صندلی چیدند و گروه مشغول خوردن ناهار شدند.کنار سیروس مقدم-کارگردان- و محسن تنابنده-نویسنده و بازیگر پایتخت 1و2-دو صندلی برای من و عکاس مان-حمید صالحی -خالی کرده بودند.

پرینتی از تمام مطالب و نوشته های مازندنومه را که از پایتخت 1و2 منتشر کرده بودبم،آماده کرده بودم و دادم دست مقدم و تنابنده.تیترها و سوتیترها را خواندند.برای شان جالب بود.

مقدم چندبار تعارف مان کرد به ناهار!گفتیم صرف شده،تازه این ناهار یخ زده که دیگر تعارف ندارد!

گفت:ساعت 4:15 عصر شده ما تازه داریم ناهار می خوریم.منظورش این بود که دارند سنگ تمام می گذارند تا کار مورد اقبال مردم و مازندرانی ها واقع شود.

 گفتم برخلاف عده ای که در استان گرفتار فضای روشنفکرمابانه شدند و بدون دلیل متقن و کارشناسی و بر مبنای جو غالب آن روز،موضع گرفتند و می گیرند که پایتخت ضدفرهنگ و زبان مازندرانی است،معتقدم این سریال خدمت بزرگی به فرهنگ ما کرده است.

محسن تنابنده گفت:لهجه بازیگران و هنرپیشه های طنز مازندران را شنیده ای؟اجرای آن ها را روی صحنه دیده ای؟ حالا چه کسی کار ضدفرهنگی انجام می دهد؟

و ادامه داد:در جریان پایتخت 1 کسی به ما کمک نکرد،کسی به ما مشاوره نداد،ما می توانستیم در همان تهران 4 تا درخت پیدا کنیم و بگوییم این جا مثلا" مازندران است،اما این کار را نکردیم و آمدیم شمال تا فرهنگ مردم این جا برای مان ملموس تر شود و طبیعت و زندگی مازندرانی ها را به درستی به تصویر بکشیم.

تنابنده گفت:تازه در تهران به ما خرده گرفتند که چرا این قدر مازندرانی ها را مثبت نشان دادید؟!

 

سیروس مقدم حرف های تنابنده را این گونه تکمیل کرد:آن هایی که منتقدند و به کار ایراد می گیرند،اگر ادله دارند چرا نمی آیند اینجا تا با ما صحبت کنند و از دور حرف می زنند؟

گفتم:عده ای از روی ناآگاهی می گویند که بعد از قرنی رفتند برای مازندرانی ها فیلم بسازند،طنزش را ساختند.

مقدم گفت:خب،جدی اش را دیگران بسازند،مگر قرار است در یک فیلم،همه چیز مازندران-از فرهنگش گرفته تا اقتصاد و مسایل اجتماعی اش- به تصویر کشیده شود؟

تنابنده گفت:ما الان داریم ناهار می خوریم،غذای ما زرشک پلو با مرغ است،خب مگر می شود من در آنِ واحد که این غذا را می خورم،ده نوع غذای دیگر را هم بخورم؟!فیلم هم همین گونه است.مگر می شود همه سوژه ها و داستان های عالَم را در یک سریال یا فیلم سینمایی نشان داد؟تمام مسایل هستی را که نمی توان در یک سریال به نمایش گذاشت!

 

***

ناهار که صرف شد گروه سازنده پایتخت 2 راه افتادند سمت سد سنبل رود.مقدم پیشنهاد داد تا بقیه حرف ها را در طول راه و داخل ماشین بزنیم.

راه که افتادیم،داخل ماشین از کارگردان پایتخت2 پرسیدم:تا امروز چند سکانس ضبط کردید؟

مقدم گفت:حدود 23 روز است در سوادکوه هستیم و تا حالا 80 تا 90 سکانس ضبط شده و حدود 50 سکانس دیگر هم باقی مانده که در همین سوادکوه ضبط می شود.

برای انتخاب لوکیشن ها چه قدر وقت صرف کردید؟می خواهم بدانم چه قدر دقت نظر داشته اید.شانسی که این جا را انتخاب نکردید؟-من پرسیدم.

-ما حدود 5/1 سال به دنبال لوکیشن مناسب بودیم.تحقیق کردیم و بعد سوادکوه را انتخاب کردیم.اول رفته بودیم بندرگز.می خواستیم مکان فیلم برداری جایی باشد که خانه ها به محل تردد قطار نزدیک باشد،دیدیم جذاب ترین و بهترین نقطه همین سوادکوه است.

-تغییرات اساسی که در این سری نداشتید؟لهجه ها و تیپ ها همانند که در سری اول بودند دیگر؟

مقدم گفت:همان خانواده هستند و ما تغییر زیادی نداریم،خلق و خوها و لهجه ها همان است،فقط تغییراتی روی تکیه کلام ها دادیم.

 

-پرسیدم:سازمان صدا  وسیما و یا استاندار مازندران توصیه هایی داشتند؟

-بله،مواردی را سفارش کردند.مشاوره هایی نیز به ما شد.

-می توانید بگویید مشاوران پروژه ی شما چه کسانی اند؟

-فعلا" آن دوستان تمایل ندارند ما نام شان را بگوییم،اما من آمادگی دارم هر وقت که زمانش رسید و در پایان هر قسمت از سریال نام آن ها را در تایتل بیاورم.

-حداقل بگویید کار و بار این مشاوران چیست؟از چه قشری هستند؟

کارگردان پایتخت 2 جواب داد:مشاوران ما جزو چهره های فرهنگی و علمی استان هستند و مقبولیت دارند و در زمینه آداب و رسوم و زبان و مانند این ها راه نمایی هایی دارند و به نوعی کمک می کنند.ما در این مجموعه به نوع روابط در خانواده توجه ویژه داریم و می خواهیم خصلت خانواده دوستی مازنی ها را برجسته کنیم.

 

در این صورت فکر می کنید علت اصلی مخالفت ها با این سریال موفق چیست؟-من پرسیدم.

-آستانه تحمل و شکیبایی ایرانی ها بالا نیست و سعه صدر کمی دارند.در هر فیلمی که صنفی به تصویر کشیده می شود،ما صحنه های منفی و مثبت زیادی داریم و هر دو را به تصویر می کشیم اما برخی بیننده ها از زاویه انتقادی وارد می شوند و تصور می کنند بخش منفی مربوط به صنف آن هاست!حالا چرا خودش را جای آن آدم های مثبت فیلم نمی گذارد برای من سئوال است!

مخاطب نباید خود را جای شخصیت های منفی و خطاکار فیلم تصور کند و آستانه تحمل پایینی داشته باشد.

 

گفتم:به خصوص اگر کار کمیک و طنز باشد که فضا به سوی انتزاعی و لانسه شدن برخی موقعیت ها پیش می رود تا خنده بر لب بنشاند.این جا اصلا" نباید بحث تمسخر و توهین مطرح شود.

 -بله،طنز بازگویی واقعیتی است با زبان شیرین و بامزه و ریشه در حقیقت و واقعیتی دارد.هر چیزی که به زبان طنز بیان می شود،برای آن است که بر نقصان و کمبودها با شیرینی فائق شویم.در کار طنز قصدمان تخریب نیست،سازندگی است.

 

ماشین مسیر پرپیچ و خم جاده زیراب به سمت شیرگاه را طی می کرد.از تونل شیرگاه گذشتیم و من سئوال بعدی را از سیروس مقدم پرسیدم:آقای تنابنده گفتند در جریان ساخت پایتخت1 کمکی از استان نشد،الان اوضاع چطور است؟

-این سری راضی هستیم،کمک های زیادی به ما شد.

-برخورد مردم بومی چطوره؟

-خیلی خوبه،علاوه بر مردم ، امام جمعه منطقه،سپاه،نیروی انتظامی،شهرداری و حتی کسبه و همسایه ها برخوردی خوب و نگاهی مثبت دارند و همه نوع همکاری در سطح استان وجود دارد.آقایان طاهایی و حمیدی هم خیلی کمک کردند و از روند کار رضایت داریم.

 

گفتم:به نظر کارگردان سریال پایتخت که جزو ده سریال برتر صدا و سیما شناخته شده،مهم ترین ویژگی این مجموعه چیه؟

مقدم ابتدا با یادآوری این جمله تنابنده که گفته بود در تهران به ما ایراد گرفتند چرا این همه مازندرانی ها را مثبت نشان دادید و تهرانی ها را منفی،تاکید کرد:ما مازندرانی ها را زیادی مثبت نشان ندادیم،مازندرانی ها خودشان مثبت هستند،ما واقعیت های موجود را به تصویر کشیدیم.

 

مازنی ها به شدت خونگرم و مهمان نوازند و ما تلاش کردیم این خصوصیت آن ها را در پایتخت به نمایش بگذاریم.

مقدم برای تصدیق حرفش داستانی از مهمان نوازی مردم روستای سنگده تعریف کرد:برای بازبینی رفته بودیم سنگده.ساعت حدود 6-5 صبح بود.به اولین خانه ای که رسیدیم در زدیم تا سئوال هایی بپرسیم.به زور ما را بردند داخل خانه و پذیرایی کردند،در حالی که نمی شناختندمان،حیلی مهمان دوست و ساده دل بودند.

 

کارگردان پایتخت در ادامه به ویژگی دوم این سریال اشاره کرد و گفت:علاوه بر خونگرمی و مهمان نوازی،ما تلاش کردیم همدلی و صمیمیت و همراهی یک خانواده مازندرانی را آن هم در شرایط سخت و دشوار نشان دهیم که با هم یکدل هستند و این خانواده هرگز از هم نمی پاشد.

و سومین خصوصیت مثبت کار،اعتقاد به حلال و حرام است.این خانواده مازندرانی به لقمه حلال اعتقاد دارند و آن را مایه خیر و برکت می دانند.مثلا" زن خانه وقتی 4 تا پرتقال برمی دارد،یادداشت می کند تا بعدا" پولش را بپردازد.

 

- احترام به سالمندان را هم فراموش نکنید.

-درسته،در مازندران برخلاف تهران به پیران احترام زیادی می گذارند و خیلی راحت نمی برندشان خانه سالمندان.شما ببینید این همه مشکل داشتند،اما وقتی باباپنجعلی مریض می شود ، پسر خانواده برای اولین بار گریه می کند! یا او را به حمام می برد و تر و خشک می کند.این ها همه نکته های مثبت این مجموعه است.

-ببینید آقای مقدم،من و شما هرچه از نکته های مثبت پایتخت بنویسیم و بگوییم،برای بعضی ها انگار مرغ یک پا دارد! نمی خواهند ببینند و توجه کنند!

-شاید!روزی که استاندار آمد این جا من از ایشان خواهش کردم که هرکس در استان نظر مختلفی دارد،تا موقعی که ما در مازندران حضور داریم،بیاید اینجا تا چهره به چهره با او حرف بزنیم.ما آماده شنیدن همه حرف ها به طور مستقیم هستیم.

 

گفتم:مطمئن باشید کسی نمی آید.عده ای از استدلال  و منطق گریزان هستند و عادت کرده اند بر ساز مخالف بکوبند.شاید هم خجالت می کشند که بیایند و نظرشان برگردد!

-هر کس قصد فرهنگ سازی دارد،نباید کنار بکشد.ما باور داریم که داریم خدمت می کنیم،می خواهیم به مردم عیدی خوبی بدهیم،البته ادعا نداریم همه جای کارمان بی نقص است،ما هم ایراداتی داریم،اما باید توجه داشته باشیم که اگر بخواهد اوضاع به شکلی باشد که عده ای چشم بسته و بدون استدلال،ساز مخالف کوک کنند،دیگر کسی حاضر نمی شود بیاید در مازندران کار نمایشی بکند.

استان شما ظرفیت های اقتصادی و گردشگری زیادی دارد که مهجور مانده است،من اگر بتوانم با این سریال فقط یک گردشگر را برای استان تان جذب کنم،کارم مفید بوده است.

 

گفتم:آقای مقدم نظرتان چیست که در یکی از دانشگاه های مازندران مناظره ای بین تعدادی از مخالفان شما و برخی عوامل سریال برپا شود؟

-من آماده ام هر جا و در هر زمانی به ابهامات و انتقادات پاسخ دهم.تخریب از دور،کار خوبی نیست،باید از نزدیک یکدیگر را متقاعد کنیم.این سریال از چندین کانال نظارتی صدا و سیما رد شده و مجوز ساخت گرفته،ما کار یواشکی انجام نمی دهیم،مگر این که کسی بیاید و بگوید من اصلا" صدا و سیما را قبول ندارم که این حرف دیگری است.

 

***

دیگر رسیده بودیم سنبل رود،سنبل رود زیبا و خلوت.تک خانواده های مازندرانی آمده بودند برای گردش عصرجمعه ای.گروه مشغول مستقر کردن تجهیزات شان بودند.باید از سیروس مقدم خداحافظی می کردم تا به کارش برسد.

لحظه آخر تشکر کرد و گفت:این را هم از قول من بنویس که ما آمدیم مازندران شما،چون اعتقاد داشتیم این جا طبیعت زیبایی دارد و همین طور مردم دوست داشتنی ای.حاشیه سازی و عیب جویی اخلاق جوانمردان نیست.ما آمدیم به شما خدمت کنیم،این را به آن دوستان منتقد بگو.

 

***

با حمید صالحی از سنبل رود راه افتادیم سمت قائم شهر.در راه این جمله تنابنده و مقدم تمام ذهنم را مشغول کرده بود که:" در تهران به ما خرده گرفتند چرا این همه مازندرانی ها را مثبت نشان دادید؟!این گونه نیستند آن ها!"

حمید از من پرسید نظر خودت راجع به این ادعاچیست؟ ما مازنی ها این گونه مثبت هستیم یا نیستیم؟

گفتم:تنابنده موقعی که لقمه آخر ناهارش را خورد رو به من کرد و گفت:"بچه ها رفتند این جا کفش پلاستیکی بخرند،قیمتش حدود 20 هزار تومان بود،تا فهمیدند تهرانی هستیم و کفش ها را برای سریال می خواهیم پای ما 35 هزار تومان حساب کردند!"

 

/ 26 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریسا

بازم سلام,خواهش میکنم شما بیاید منم هم سر می زنم به تون. راستی وبلاگت هم خیلی قشنگه

Socks

سلام دوست عزیز, درصورتی که نیاز به اکانت ساکس داری آی دی زیر تماس بگیرید. mehtism@yahoo.com فقط 2 هزار تومان

پریسا

سلام به دوست خوبم.منم اومدم سر زدم. حتما بیا که کلی مطلب آپدیت کردم

پریسا

سلام, یارانه های عید هم اعلام شد,خبرهای جدید رو می تونی توی سایتم بخونی. راستی عید شما هم مبارک پیشاپیش

پریسا

دآیا می دانستید که سایت من به روز ترین سایت ایران است[لبخند]. بازم سر زدم بدو بیا

پریسا

خیلی خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم که بهم سر زدی. اما به حضور سبزتان بازم نیازمندیم. بدو که کلی مطلب جدید دارم

عباس

اين هم نشان دهنده يكي ديگه از حماقت هاي ما مازندراني هاست كه به خوبي در فيلم نشان داده مي شود كه هر چي بارمون كنند ككمون هم نمي گزه و تازه فكر مي كنيم ازمون تعريف كردند.... واقعا متاسفم ... اين سريال نمونه بارز به سخره گرفتن فرهنگ و زبان مازندراني بود. شما هم خواهشا مردم استانتون رو به يه لقمه ناهار نفروشيد و تا يه عده تهراني دعوتتون كردند و ازتون تعريف كردند جوگير نشيد لطفا .....

عبدالرضا شهبازي

چهارمين شماره فصل‌نامه ادبي درگاه / بهار92 با آثاري از شاعران و نويسندگان معاصر و پرونده‌اي براي سيدمرتضي جزايري داستان نويس لُرستاني به زودي منتشر مي‌شود يادداشت‌ها: باري ديگر ، بهاري ديگر( استاد ميرجلال‌الدين كزازي) یه وقتی من چند تا قصه از جنگ نوشتم (داوود غفارزادگان) شعر فراگاه (محمدعلي قاسمي) روایتی ساده از یک ملاقات(ارسطو سليماني) شعر: محمد شمس‌لنگرودي، عليرضا پنجه‌اي، شاهپور جوركش، يزدان سلحشور، سهيل محمودي، سارا محمدي اردهالي، بيژن رنجبر، ميرسليم خدايگان، مهدي وزيرباني، عبدالرضا شهبازي، سعيد ابرازي، بهاره رضايي، محمد حيدري‌چگني، سپيده رئوفي‌نيا، پژمان الماسي‌نيا، بهمن زدوار، حميررضا اكبري، دانيال رحمانيان، فرهاد كريمي و مهوش سليمان‌پور. ترجمه: دنيا مخائيل(ترجمه بهروز سپيد نامه) داستان: بام‌هاي كوتاه ( محمد اسديان) آخرين ماموريت (سارا مهرآرا) گفت‌و‌گو با پل استر پا به زمستان عمرت گذاشته‌اي! پرونده‌ي سيد‌مرتضي جزايري با آثاري از: محمد‌حسين آزادبخت، نادر آزادبخت، ب

روح الله

بنظر من هیچ توهینی نشده اگه نسبت به شهر و دیارت عرق و غیرت داری نذار هر روز شهر و روستاهاش رو تیکه و پاره کنند و ببخشند به استانهای دیگه . نذار حقتو بخورن . انسان باش و به همشهریات عشق بورز