آن مرددرباران آمد.....

وشمال زیباتری ازآن چیزی بود که می توانستم مجسم کنم.وقتی که با هیجان "تهرانپارس "را ردمی کنی ومی پیچی به طرف "بومهن" و"رودهن"و...

وتازه بعدازکلی شور،وقتی می رسی به "آبعلی"و...می بینی که پلیس دارد همه ی ماشین هارا برمی گرداند.-جناب سروان بذار مابریم...وجناب سروان می گوید که :جاده "هراز امروز یک طرفه است...

ای بابا!چه کارکنیم؟...باید از "فیروزکوه" برویم.تاجایی که یادم می آید وقتی خیلی کوچک بود م(سالهای ابتدایی)یکبار به علت بسته شدن جاده ی "هراز "دراثر برف زیاد،از "فیروزکوه "به شمال رفتیم.اما بیشتر از چند تصویر درهم وبرهم چیز دیگری در ذهنم نبود.

راه افتادیم واز "فیروزکوه"به مازندران رسیدیم.چه طبیعت عجیبی در "پل سفید "دیدم.چه سرسبزی شگفتی در"سوادکوه "و"زیرآب"دیدم.باورتان نمی شود.اگرچه یک ساعت تاخیر در رسیدنمان به "نور "پیش آمد،امابه دیدن آن همه زیبایی می ارزید.

ومادر"نور"بودیم.جنگل بودودریابودو...

 

/ 7 نظر / 24 بازدید
سیده زهرا بصارتی

سلام به روزم با : پاییز هست ... وبا احترام منتظر حضور ارزشمند و نقد ونظرتان

سیدجعفرعزیزی

سلام علیرضا.وبلاگت رواز لینکستان بابک دولتی پیدا کردم...بازم بهت سر میزنم...یاحق!

امین شیرزادی

سلام.دوست ارجمندم برای غزلخوانی دعوتتان میکنم با ارادت[گل]

امین شیرزادی

سلام.دوست ارجمندم برای غزلخوانی دعوتتان میکنم با ارادت[گل]

جليل قيصري

سلام آقاي حكمتي ... از مطالب شما بهره بردم و باشعري ديگر آمدم مجالي شد سري برسانيد .بر قرار باشيد .

تخته سیا

سلام علیرضای عزیز شعرها و عکس های قشنگتو دیدم پلمزار سبز با چادرمشکی بروزم شاد باشی