ادبیات بومی،نمادها و خرده فرهنگ ها

گفتگوی خانم فاطمه ناظری شاعرونویسنده ی کرمانشاهی با استاد جلیل قیصری -شاعر ومنتقد مطرح کشور

          پیرامون ادبیات بومی،نمادها و خرده فرهنگ ها   

                       

  -آقای قیصری نماد هایی هستند که در ادبیات بومی مشترکند ایا این نماد ها ادبیات واحد را به وجود می اورند ؟

 به دلیل اشتراک آرزو ها و امیال و احساس بشری بسیاری از نماد ها در ملیت و قومیت های مختلف مشترکند البته اختلاف زیست محیطی و ...سبب می شود که بر خی از نماد ها و توتم ها در قومی ،ویژه شوند اما امیال و ارزوی بشری بسیاری از نماد ها را مشترک می کند حتی می شود گفت گاهی نماد های قومی در یک ملیت با نماد های قومی ملیت دیگر مشترکند به عنوان مثال افسانه ی "پری عاشق "در مازندران نمونه هایی در داستان های امریکای لاتین دارد این نماد ها ی بومی ادبیات شبیه به هم را در ملیت های مختلف به وجود می اورند اما در سطح کلان وقتی به ادبیات ملی و رسمی می رسیم می بینیم که از با ور هاو نماد های بومی ابشخور می گیرند و گاه می بینیم که یک اسطوره و نماد ملی با شکلی اندک متفاوت که هسته ی اصلی اش را  یک با ور بومی به وجود اورده است ،جان می گیرد یعنی باور های بومی مشترک در اسطوره ها و ادبیات ملی به نوعی هم امیزی و تعدیل می رسند و به با وری مبدل می شوند که قابل تعمیم به همه ی قومیت ها ست با شکلی دیگر گونه و از انجا که در هسته ی اصلی خود با نا خود اگاه ما تفاهم بر قرار می کنند همه ی قوم ها و بوه ها ان را به عنوان یک باور یا نماد  یا اسطوره ی ملی می پذ یرند  به عنوان مثال افسانه ی "پری عاشق"یک باور بومی در قومیت های مختلف (کُرد و لُر و ...)در ایران است و نیمای بزرگ در شعر "ما نلی و پی دارو چوپان "از این باور بومی به خوبی بهره برده است .در اسطوره ی ملی خودمان و در ماجرای رستم و تهمینه هسته ی اصلی این باور را می بینیم که به عنوان یک باور بومی که هزاران سال قد مت دارد در اسطو ره ی رستم و تهمینه و عشق و امیزش انها استحاله شده است . افسانه ی پری عاشق که برای من کوهستای روستایی چندان افسانه نمی نماید (نمونه هایی از این ماجرا را به طور عینی دیده ام )به این مفهوم است که یک چوپان و یا چار وا دار زیبا روی و نی نواز و هنر اور که در تیر اندازی و پهلوانی و یا اواز خوش ،سرامد است. پری عاشقی او را مسحور خود می کند و مدتی او را با خود به جای نامعلومی می برد و شخص پس از مدتی مسحور شده و گنگ و نیمه دیوانه به زیستگاه خود باز می گرددو یا برای همیشه با پری عاشق می رود و باز نمی گردد ان کسی هم که باز می گردد ممکن است پس از مدتی به سخن اید اما چیز زیا دی از ان راز به کسی نمی گوید ضمن این که ممکن است تا اخر عمر گنگ و نیمه دیوانه بماند و یا سر به بیا بان بگذارد و هر گز به ایل و تبار خود باز نگردد این هم در مورد زنان مصداق دارد و هم در مورد مردانی که گفتم و نیما در شعر "مانلی "مسحور شدن و ره گم کردن و دوباره باز گشتن ما نلی را به دریا و نزد پری عاشق بسیار خوب تصویر می کند :

 او ندانست برَد ره به کجا

زانکه سر منزل او بود به چشما نش گم

همچنان رغبت او بر دریا

او همان بود به جاتر که به دریای گران گرد د باز .

 و در شعر "پی دارو چوپان "الیکا با پری عاشق به نقطه ی نا معلومی می رود :

 بومیان را که در ان ناحیه اند

خبری نیست هنوز از ره

ونمی داند کس کان دو بهم شیفته دل

پسِ این واقعه ایا به کجا بر دند ره .

برای خوانش کل گفتگو برروی ww.soo-lar.blogfa.com  کلیک نمایید.

/ 7 نظر / 37 بازدید
حس اول

نشر افراز با انتشار مجموعه غزل های شاعران پیشروی دهه ۷۰ ، قصد دارد نمایندگان واقعی غزل دهه ۷۰ را معرفی کند. با انتشار دفتر های شعری از محمد رضا حاج رستم بیگلو – سید مهدی موسوی – سیده زهرا بصارتی – بابک دولتی – مهرداد نصرتی – علیرضا عاشوری – نبراس میررکنی- مجید معارف وند – مهدی چناری – فرهاد آزمون سلام بزرگوارحس اول به روز است با شعر و خبر و با احترام منتظر حضورتان .

پروانه عزیزی فرد

درود، خواندم و استفاده بردم، کرانه های کارون با سه دوبیتی عاشقانه چشم براه گامهای بهاری شماست..

یوسف شیردژم

سلام بر علیرضا جان استفاده کردم ممنونم برادر با غزلی به روزم : " چه فایده ؟ " برقرار باشید

گنجشک پر

با سلام و احترام ............... دلم گرفته از این وسعت پر از قابیل ................. با یک عامیانه به روزم و چشم انتظار.

سید مهدی موسوی

سلام «پرنده کوچولو؛ نه پرنده بود! نه کوچولو!» منتشر شد... انتشارات «سخن گستر» (بخش «این روشنای نزدیک») با این کتاب و چندین کتاب از مجموعه های غزل پست مدرن در نمایشگاه کتاب امسال منتظر شماست... ... به روزم با چند عکس و یک عالمه تکه شعر با خبرهایی خوب از نمایشگاه کتاب و معرفی دهها کتاب با چند حکایت و ماجرای بامزه و... به روزم و مثل همیشه منتظر شما ... به امید دیدار

شکوفه

سلام همکار سابق سلام چرا خوانش به جای خواندن؟