درامتدادرسیدن

پیوسته باآن چشم های آسمانی

پرکرده دنیای مرا از مهربانی

آتش زده با لهجه ی سبز نگاهش

داروندارم را زنی مازندرانی

می ریزد از مغروری چشمان :کُرد:ش

دریا به دریا ؛عاشقی ،شور جوانیٍ

 ***

ای آن که در انبوه شالیزار چشمت

پرمی کشد گنجشک های شادمانی !

من خسته ام از روزهای بی تو بودن؛

ازروزهای خسته ی بی هم زبانی ....

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین شیرزادی

سلام علیرضا ی عزیز1 لذت برده بودم قبلا وحالا هم............. من هم به روزم ومنتظرتان....................

زلف شه(zelfe-she)

سلام دوست همیشه سرسبز ! من مثل همیشه از این شعر شما لذت بردم امیدوارم همیشه گنجشکهای شادمانی حوالی نگاهتان پر بزنند سپاس از سرزدنتان و با خبر کردن به فاطمه مهربان سام برسانید و "ری را" را ببوسید شاداب باشید ارادتمند : پیروزه قلی پور

زلف شه(zelfe-she)

سلام دوست همدیار من بروزم ومنتظر بارش نظرتان پیروزه قلی پور

انجمن مجازی

با سلام . انجمن مجازی ایران ـ ویژه نقد شعر ـ بیست و یکمین جلسه ی خود را به نقد اشعار سید محمد آتشی اختصاص داده است . از حضور شما فرهیخته ی گرامی در جمع مان خرسند خواهیم شد.

انجمن مجازی

با سلام . انجمن مجازی ایران ـ ویژه نقد شعر ـ بیست و یکمین جلسه ی خود را به نقد اشعار سید محمد آتشی اختصاص داده است . از حضور شما فرهیخته ی گرامی در جمع مان خرسند خواهیم شد.

جلیل

سلام علیرضا جان خیلی زیباست . این را البته قبلن هم شنیده بودم نه !؟لطیف و آرام و صمیمی و دلنشین . زنده باشید

سطرگریه

سلاممممممممممممممممممممممممممممم [گل][گل]

shokufeh samadi

سلام هم ولایتی. سطر گربه جان شاید منظور چشمان زیبای کرد باشد.