سوردار

-نام درختی در جنگل های مازندران و همچنین نام فرستنده ی تلویزیونی درشهرنور-

باران...
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

 

من و دلتنگی بسیار با تو

که تازه می شود هر بار با تو

من و باران ولی چشم انتظاریم

به شوق لحظه دیدار با تو...


یا حسین(ع)
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

برروی سردنیزه هاآورده این سررا 
این سر؛همین صدپاره ی درخون شناوررا 

بایدببینی باغ سرسبزی که پرورده است: 
دردامنش بسیاری ازگل های پرپررا 

شایدکه پهلوی کسی درپشت درباشد 
آهسته تربایدببندی روی هم،دررا 

این خانه باآتش همیشه همنشین بوده است 
بی حرمتی همواره برآل پیمبر(ص)را 

بایدکه بنشینی،مفصل گوش بسپاری 
خون جگرها،-خطبه های داغ خواهررا- 

جزکربلادیگرمگرباغ وبهاری هست!؟ 
داردمگرجایی چنین خاک معطررا!؟ 

چشم ترت باران الطاف خداوندی است 
بردیده بنشانی همین خاک معطررا 

اماچگونه باتبردستی توانسته است 
این گونه درهم بشکندسروتناوررا! 

اینجاکه مهمان راکسی حرمت نمی دارد 
حتی برادرحرمت نام برادررا-

بیهوده فکرمهربانی ازکسی هستی 
بیهوده می چرخانی اماهرکجاسررا 

این ماجراروزی به پایان می رسد...مردی 
خواهدگرفت اوانتقام خون حیدررا...

 


خط کش دقیقی برای اندازه گیری سطح آثار حوزه کودک و نوجوان نداریم
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

یادداشت علیرضا حکمتی به مناسبت روز ادبیات کودکان ونوجوانان در سایت دیار آفتاب

به گزارش دیار آفتاب به نقل از زرخبر، جای بسی خوشبختی است که امروز می توانیم با سربلندی، روزی را در تقویم به نام روز ادبیات کودک و نوجوان داشته باشیم.


این روز فرخنده، از آن جهت برای علاقمندان به این حوزه، دارای اهمیت است که درجه بندی ادبیات به کودک و نوجوان و اعتبار بخشی به این گروه های سنی، نشان از تلاش دوستداران و خدمتگزاران به این قشر باشد.

ادامه مطلب را ایجا بخوانید

 


فرصت...
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

تادرهوای من توهستی مهربانی هست

درمن هزاران آرزوهای جوانی هست

رنج قفس پایان پروازکبوترنیست

هرجاتوباشی هم مجال آسمانی هست

عمری برای ماندن و رفتن هراسانم

کاری بکن ای عشق!تااین زندگانی هست

درمن تویی حتی اگرهم دورترباشی

حتی اگراین فاصله حجم جهانی هست

                     ×××

ازدردهای خود نوشتم من نمی دانم

فرصت برای اینکه آنهارابخوانی هست...


باران...
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

(1)

دوباره یاد ما افتادباران

چه احوال خوشی رادادباران

چه کاری با دل ماکرده ای تو

الهی!خانه ات آباد!باران!

(2)

فقط باران،فقط آهی من وتو

کنارهم فقط گاهی من وتو

هوای بودن باهم نداریم

به قدر شعرکوتاهی من وتو

(3)

فقط گاهی،اگر گاهی بیاید

هوای خوب و دلخواهی بیاید

دوبیتی می شود گلدان خانه

اگرباران کوتاهی بیاید

(4)

اگرچه کم،اگر بسیار...باران

شروع تازه ی هربار...باران

کسی که حال ماراخوب کرده است

همیشه لحظه ی دیدار...باران

(5)

بدون بال و پر...هرروز بی تو

فدای چشم تر...هرروز بی تو

برایت مثل باران گریه کردیم

ازاین هم بیشتر...هرروز بی تو

(6)

شکسته،خسته،...اینجاییم هرروز

اسیر دست غم هاییم...هرروز

کمی فکردل ما باش باران!

بدون توچه تنهاییم هرروز...


← صفحه بعد